ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

48

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

زيرا كه بنيانگذار آن مردى تازى بود كه در سراسر زندگانى در بغداد كوشا بود . شهرى كه بعدها مركز فرماندهى بيشترين هواخواهان كيش حنبلى گشت . به اين حقيقت توجهى چندان نشده است كه خانواده ابن حنبل در اصل از خراسان بودند و بيشترين حاميان او هم خراسانيانى بودند كه در برزن‌هاى بغداد مىزيستند . پدر بزرگ احمد پسر حنبل ، حنبل پسر هلال ، از خانواده‌هاى تازى بصرى بود كه در مرو خانه گزيده بودند و به جنبش انقلابى عباسيان جذب شده بود . شايد به پاداش همين خدمت‌ها از سوى عباسيان حكومت سرخس را يافته بود ، پدر احمد ، محمد نيز مقام فرماندهى ( قائد ) را در لشكر عباسيان داشت . وى سپس به بغداد هجرت كرد و چند ماه پس از آمدن اين خانواده به بغداد احمد در همين شهر در سال 164 / 780 به جهان آمد « 1 » . بنابراين طرح مسألهء اهميت اين جنبه خراسانى در پيدايش كيش حنبلى درست به نظر مىرسد . كيش حنبلى را مىتوان به گونه‌اى كوششى شمرد از براى برترى يافتن بر مكتب‌ها و جريان‌هاى سنت‌گراى محلى و ايجاد عقيده مذهبى - فقهى يك‌دست بر پايه معتبرترين حديث‌هاى اين مكتب‌ها ، از براى همين منظور دانش جديد ارزيابى حديث پديد آمد . نياز از براى گزينش حديث‌هايى كه درستى ( صحت ) آنها يكسان بود ، نيز نياز به طبقه‌بندى اعتبار مذهبى راويان و اسناد حديث‌ها را پديد آورد . محيط پايتخت نو بنياد آشكارا از براى اين كوشش كه به قصد غلبه بر اختلاف‌هاى ناحيه‌اى مكتب‌هاى حديث آغازين انجام مىگرفت ، نيك مناسب بود ، و خراسانيان بغدادنشين كه خود سنتى محلى و نيرومند نداشتند تا از آن دفاع كنند مىتوانستند بهتر از ديگران با طيب خاطر اين وظيفه را بپذيرند . از سوى ديگر خراسانيانى كه به بغداد هجرت كرده بودند بيشتر تازى بودند ، اينان در آغاز از براى شركت در لشكر خراسانيان با خانواده‌هايشان آمده بودند .

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد ج 4 ص 415 . حنبل پسر هلال را والى اموى بخارا به جرم تضعيف روحيه لشكريان گوشمالى داد .